
قال امیرالمومنین علی(علیهالسلام):
و سئل عن الایمان، فقال: الایمان معرفه با لقلب، و اقرار با للسان، و عمل با لاركان .(1)
از امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) پرسیدند كه: «ایمان چیست؟»
فرمود: «ایمان عبارت است از: شناخت قلبى، اعتراف و اقرار به زبان، عمل با اعضاء و جوارح بدن.»
شرح حدیث:
ایمان حقیقى نشانههایى دارد، كه هر كس این نشانهها را در خود داشته باشد، مؤمن حقیقى است.
امام علی(علیهالسلام)، براى مؤمن حقیقى، سه نشانه اصلى و مهم تعیین فرموده است، كه ما نیز با توجه به آنها میتوانیم مؤمنان حقیقى را بشناسیم. طبق فرموده امام، مؤمن حقیقى كسى است كه:
1- شناخت قلبى داشته باشد. یعنى از صمیم قلب و از ته دل، وجود خدا را شناخته باشد، و صمیمانه معتقد باشد كه اصول دین اسلام، یعنى یگانگى خداوند متعال، نبوت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)، و فرارسیدن روز قیامت، عدل خداوند و جانشینى امامان علیهمالسلام، بر حق است.
2- به زبان اعتراف كند، یعنى اعتقادات الهى و اسلامى خود را بر زبان آورد، و همواره كلمه "شهادتین" را به زبان جارى سازد، و به یگانگى خدا و نبوت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) اقرار كند.
3- وظایف اسلامى خود را با اعضاء بدنش انجام دهد، یعنى وضو ساختن، نماز خواندن، روزه گرفتن، بد نگفتن با زبان، بد نشنیدن با گوش، نگاه حرام نكردن با چشم، و ... تمام وظائفى را كه خداوند براى اعضاء بدن او تعیین فرموده است، بطور صحیح و كامل به انجام رساند.
بنابراین، كسی كه یكى از این نشانهها، یا قسمتى از این نشانهها را نداشته باشد، نمىتوان خود را مؤمن حقیقى بداند.
پینوشت:
نهجالبلاغه، ح227 .
تبیان

صلح و آرامش از نفوذ خود باز نمى ایستد و تا قلب درندگان پیش مى رود و خوى درندگى را تغییر مى دهد یعنى آن توحّش كه در ماهیّتها رسوخ كرده است از بین مى رود و درندگان چنان تغییر مى كنند كه غریزه خونریزى را از یاد مى برند ، گوئى در روزگارى كه صلح و دوستى از همه چیز و همه كس هویداست حیوانات نیز شرم از كار خود مى كنند ، تا حدّى كه ابن عبّاس (رضی الله عنه) در ذیل آیه شریفه ( لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ) (1) نقل مى كند : .... حتّى یأمن الشاة والذئب والبقرة والأسد والإنسان والحیّة وحتّى لاتقرض فارة جراباً ... وذلك یكون عند قیام القائم . (2) یعنی ... تا آنجا كه گوسفند و گرگ ، و گاو و شیر ، و انسان و مار در كنار هم آرامش مى یابند و تا حدّى كه موش كیسه ها را نمى جود ... و آن در وقت قیام قائم است .
و باز بشنوید این حدیث زیبا را كه از صحف ادریس على نبیّنا وآله وعلیه السلام یكى از پیامبران پیشین نقل شده است كه درباره آرامش و امنیّت در آن زمان سخن مى گوید : واُلقى فی تلك الزمان الأمانة على الأرض فلایضرّ شیء شیئاً ، ولایخاف شیء عن شیء ، ثمّ تكون الهوام والمواشی بین الناس فلایؤذی بعضهم بعضاً ، وأنزع حمة كلّ ذی حمة من الهوام وغیرها ، وأذهب سمّ كلّ ما یلدغ ولنزل بركات من السّماء والأرض ، وتزهر الأرض بحسن نباتها ، وتخرج كلّ ثمارها وأنواع طیبها ، وألقى الرأفة والرحمة بینهم .(3) یعنی در زمان ظهور آن حضرت امنیّت بر زمین نازل مى شود و دیگر هیچ چیز دیگرى را ضرر نمى رساند و هیچ كس از چیزى نمى هراسد تا بدانجا كه درندگان و چهارپایان در بین مردمند و به هم آزارى نمى رسانند و جسارت از درندگان گرفته مى شود و زهر حیوانات گزنده از بین مى رود و بركات از آسمان و زمین ظاهر مى شود و زمین از حسن گیاهانش زیبا مى شود و همه گلها و میوه هاى معطّر را ظاهر مى گرداند و رأفت و رحمت در قلب مردم قرار مى گیرد .
اینها همه از بركت آن پیك صلح و امنیّت است كه چون قدم به عرصه ظهور مى گذارد درندگان از كار خود خجل مى شوند و گزندگان زهر كینه از یاد مى برند و چنین است كه كسى از دیگرى نمى ترسد و از لطف آن كیمیاى رأفت دلهاى مالامال از كینه و بغض، لبریز از رحمت و شفقت مى شود و تا آنجا مهر و عطوفت به پیكار خشم و نفرت مى رود كه قفل سینه هاى كینه توز را شكسته و عفریت عناد و دشمنى را از تخت بر زمین كوفته و ملكه رأفت تاج بر سر نهاده بر سریر دل تكیه مى زند .
تا آنجا كه گوسفند و گرگ ، و گاو و شیر ، و انسان و مار در كنار هم آرامش مى یابند و تا حدّى كه موش كیسه ها را نمى جود ... و آن در وقت قیام قائم است
تبیان
(1) سوره توبه ، آیه 33
(2) سوره توبه ، آیه 33 .
(3)بحار الأنوار : 51/61 ، مكیال المكارم : 1/100 و مكیال المكارم : 1/101 و سعد السعود : 34
امام زمان (عج)ساده لوح نمی خواهد

می بخشیداین تیتر را انتخاب کرده ایم ولی چه می شود کرد.در تاریخ اسلام از جریان مهدویت سوءاستفاده های فراوانی شده است که از آن با وازه "متمهدیان" نام برده می شود.بد نیست به این خبر توجه کنید.
زنی با ادعای همسری امام زمان (عج)دستگیر شد!این زن یکسال پیش ادعای خود را علنی ساخته بود و بسیاری از زنان ساده دل نیز به او گرویده بودند این زن موفق شده بود صدها میلیون تومان پول برای احداث یک حسینیه بسیار بزرگ از مریدان خود دریافت نماید. وی کارهای اولیه احداث این حسینیه را نیز به انجام رسانده بود. دو سال پیش نیز زنی در سعادت آباد تهران دستگیر شد او ادعای ارتباط با امام زمان (عج)و داشتن نمایندگی از مراجع راداشت.او دعا نویسی و بخت گشایی زنان و دختران را وسیله کسب در آمد سرشار خود کر ده بود.باورتان نمی شود خودروی او حداقل 300 میلیون ریال قیمت داشت.
حال خود قضاوت کنید آیا امام زمان (عج) یارانی به این سادگی می خواهد؟ آیا چنین یاورانی می توانند کشور داری کنند و حکومت جهانی پدید اورند؟ پس بکوشیم تا از سر شناخت یاور آن حضرت (عج) باشیم.
منبع:تبیان

انتظار را هم از نظر فرهنگی معنا كرده اند، هم از نظر نظامی. حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند: از نظر نظامی آن است که انسان خود را آماده دفاع از ولی خدا گرداند حتّی اگر شده با یک تیر! امّا از نظر فرهنگی، هم باید به احیای خود بپردازد و هم به احیای دیگران. خود را از گناهان پاک گرداند و از معاصی الهی دور نگه دارد و نیز کمک کند تا دیگران نیز با اهل بیت آشنا شوند و معارف الهی را دریابند.
از وجود مبارك امام رضا (علیه و علی آبائه و ابنائه آلاف التحیه والثناء) رسیده است كه فرمودند: «رحم الله امرء حدث نفسه علینا و احیا امرنا؛ خداوند رحمت کند کسی را که نفسش را برای ما آماده می کند و امر ما را زنده می دارد.» یعنی در عصر غیبت منتظر ما باشد به این نحو كه خود را در محدوده امر ما منحصر كند و تنها امر ما را اطاعت کند و از قلمرو دستورات ما بیرون نرود و در یک کلام خودسازی کند. از طرف دیگر تلاش و كوشش انسان این باشد كه امور اهل بیت، معارف اهل بیت، آثار اهل بیت، مكتب اهل بیت را احیاء كند، یعنی به احیای دیگران بپردازد.
بهترین انتظار آن است كه انسان قلب خود را در اختیار كسی قرار بدهد كه او به ا ذن خدا آن را زیر و رو كند؛ انسان اگر متحول شد و منقلب شد، عالم را در كام خود شیوا و شیرین می بیند. چیزی برای او تلخ نیست. هیچ حادثه ای آن توان را ندارد كه قلب متحول شده را قبض كند! آن گاه از صمیم قلب فریاد می زند:
الهی! وعجّل لنا ظهوره إنّهم یرونه بعیداً و نریه قریباً.
هیچ نوروزی نیست مگر آنكه ما در آن منتظر گشایشیم. چرا كه نوروز از روزهای ما و شیعیان است. امام صادق (ع)
نزدیک عید است، تو نیز خانه دلت را بتکان تا آمدن گل نرگس!
آسمان را می خواهم برای عبور ، جاده باریکست
ماه را می خواهم برای نور ، راه تاریکست
تورو می خواهم برای شکفتن، عید نزدیکست
بیا مهدی جان!
نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار،
کی شود تا تو بیایی بر زمستان دلم؟
ای که تو بر جان بهاری
مهدیا!
نوروز بهار طبیعت است.
من منتظر تو هستم ای گل نرگس تا این ترانه سر دهم که:
آمد بهار جانها ای شاخ تر برقص آ / چون یوسف اندر آمد مصر و شکر برقص آ
نمی دانم اولین کسی که عید را به تو تبریک گفت،ای گل نرگس،که بود.
اما مطمئنم تو اولین کسی هستی که همیشه به ما تبریک می گویی.
ای مهدی من:
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد / رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد
تنها دل ساده ایست دارایی ما / آن هم شب عید تقدیم تو باد
بهار می آید و همه چیز تازه میشود: سال، ماه، طبیعت...، اما دل من فصل آمدن تو ای گل نرگس!
خواستم یادآوری كنم: سال نو شده
كم كم باید دلت را نو کنی
پس بگو یامقلب القلوب، یا مهدی!
امروز روز اول عید همه منتظر مهمانند به
کاش تو اولین مهمان من باشی یا مهدی
توی عید: دل همه خوشه اما من ناخوشم
دل من با تو خوشه یا مهدی
زیباترین رنگ بهاری یا مهدی گذری ندگی بی رنگ ما کن

منبع: تبیان

لباس کوتاه، دستـان دراز
پاهای بلند، شلوار کوتـاه
کفش بزرگ، دهان گشاد
همهی اینها تو را به یاد چه میاندازد؟ آری یک دلقک! دلقک، خندهدار و مضحک است زیرا تناسب ندارد. شاید جنس لباس او عالی باشد ولی قواره نیست. دهان او به خنده باز است ولی اندازه نیست.
اینها را برای چه میگویم؟
یادت هست كه آن روز از من پرسیدی چرا باید من از میان این همه دین، اسلام را انتخاب کنم؟ دینهای گذشته مانند مسیحیت، یهویت و زرتشت و... هم قوانین و آموزههای خوب و خردمندانهای دارند؟
آنها هم برای هدایت بشرند، آنها را هم پیامبران خدا آوردهاند.
چرا انحصار طلبی؟!
از تلخك برایت گفتم تا جوابت را داده باشم. نه، نخند، مسخره نمیكنم اتفاقا كاملا هم جدی میگویم. یك لحظه گوش كن:
عزیز من، به لباسها و کفشهای 5 سالگی، 10 سالگی و 15 سالگیات توجه کن. همگی جنس خوب و عالی داشتهاند. زیبا و چشمگیر بودهاند، اما اکنون برای تو که جوانی رشید و بلند بالا هستی قواره نیستند.
اگر بپوشی به خودت خنده را روا داشتهای.
ببخشید جسارت نشه محضرتون! میشی دلقك!!

خداوند بزرگ در دینهایی كه فرستاده است، سیر تکاملی قرار داده و هر دینی کاملتر و رشیدتر و بلند قامتتر از دین پیشین است. حتی پیامبران گذشته همواره نشانی و نام پاک پیامبر آینده را به صراحت بیان کردهاند. آخر میدانی! آدمی كه از آن ابتدا اینقدر رشد یافته نبوده، همانطور كه در امور دنیایی و از نظر تمدن در ابتدای راه بوده، در امور معنوی نیز كودكی بیش نبودهاند.
اصلا فكر نكن دین فقط برای معنویات است، نه، دین برنامهی زندگی انسان در این دنیاست تا اینكه رشد و ترقی كند و به خدا برسد، لذا همین ادیان بودهاند كه با برنامه خود بشریت را همه جانبه به جلو بردهاند حتی در مادیات، تا به حال دقت كرده بودی كه تمام پیامبران از نظر علوم مادی هم دانشمند بوده و حتی مخترع بودهاند!
خیلی تعجب نكن!
در ضمن عجله هم نكن، برای تمام اما و اگرهایت جواب دارم.
شاید بپرسی پس چرا پس از پیامبر اسلام، حضرت محمد (صلی الله علیه واله) پیامبری نمیآید.
پاسخ کوتاه و گویاست. همانگونه که رشد جسمانی من و تو به نهایت خود رسید دیگر لباس بزرگسالی که خاتم لباسهاست، با قوارهای ثابت بر اندام ما تا پایان عمر مینشیند. تکامل عقلانی و وحیانی انسان نیز با پیامبر خاتم و پیام جاوید خداوند مهربان، یعنی قرآن، برای ما فراهم شده است. لذا خداوند فرمود: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون حقیقتاً ما این قرآن را نازل کردیم و تا ابد از آن پاسداری خواهیم کرد.
آری خداوند لباسی بلندبالاتر و فاخرتر از اسلام، بر اندام بشریت نبُریده است این لباس زیبا، زیبندهی جانت باد.

من با این نگاه، به تمام پیامبران الهی عشق میورزم و بر آنان همیشه سلام میكنم، كه انسان را پرورش دادند و بزرگ كردند تا به دست پیامبر اسلام رساندند، اما هیچگاه لباسی كه آنان برای انسان آن دوران دوخته بودند را تن نمیكنم، چرا كه نه خود آنها اجازه میدهند و نه من دوست دارم كه كسی به من بخندد.
تو دوست داری كه مثل دلقك شوی؟
منبع:تبیان
سوره ی مبارکه ی حج
سورهی مبارکه حج، مشرکان را با انذار و ترسانیدن و مؤمنان را با نماز و حج و کار خیر مورد خطاب قرار می دهد. غرض سوره، بیان تفصیلی اصول دین است به گونهای که مشرک و موحّد بهرهمند گردند. اما در بیان فروع؛ فقط مؤمنان موحد بهرهمند میگردند.
مشرکان را از راه انذار به اصول دعوت و مؤمنان را با امر تقوی به فروع تشویق میکند. به طور مبسوط دربارهی قیامت سخن میگوید و کلام را با دعوت به تقوی و انذار به قیامت آغاز می کند. «یَا ایُّها الناسُ اتَقُوا رَبّکُم إنّ زِلزِِلَةَ الساعَةِ شَیءٌ عَظیم»1 زلزله قیامت امری بس عظیم است تا آنجا که مادری كه مشغول شیر دادن فرزند خود است، آغوش گشوده و او را رها می کند«یَومَ تَرونَها تَذهََلُ کُلُ مُرضِعَةٍ عَما ارضِعَت».
مردم را می بینی مانند مستان عقل از سر آنها ربوده شده و مبهوت و ترسان و حیرت زدهاند. «وَ تَری الناسَ سُکاری وَ مَا هُم بسُکاری2 » 3
مولای حقیقی
«یَا اَیُّهَا الناسُ ضُربَ مثلٌ فَاستَمِعوا لَه إنّ الذینَ تَدعونَ مِن دُون اللهِ لَن یَخلُقُوا ذُباباً وَلَو اجتَمَعوا لَهُ وَ إن یَسلبُهُم الذُبابُ شَیئاً لا یَستَنقِذوهُ مِنهُ ضَعُفَ الطالِبُ وَ المَطلُوب» 4
ای مردم برای شما مثلی زده شده به آن گوش فرا دهید و در آن بیندیشید. آن خدایانی را که غیر خدا می خوانید، قادر بر انجام کوچکترین کارها حتی خلق یک حیوان ضعیف چون مگس نیستند و اگر مگسی، چیزی را از آنان برباید، قادر به پس گرفتن آن نمی باشند. این حال غیر خدا در خلقت و تدبیر است که قادر بر انجام ضعیفترین کارها نیست. آنها از ضعیفترین موجودات نیز عاجزترند. «وَ ما قَدَروا اللهَ حَقّ قَدرِهِ إنّ اللهَ قَویٌّ عَزیز»5 مشرکان خداوند تعالی را آنگونه که شایسته اوست نشناختند. به صفات علیای او معرفت پیدا نکردند و نفهمیدند پروردگاری جز او نیست و فقط او شایسته عبادت و پرستش است. قدرت از آن اوست و عزت متعلق به او و غیر او نه عزتی دارد ، نه قدرتی.
مؤمنان این معانی را دریافتهاند لذا به آنان خطاب میکند «وَاعتَصِمُوا باللهِ» در همه حال به ریسمان الهی که هرگز گسسته نخواهد شد، چنگ بزنید. «هُوَ مَولاکُم» او مولای حقیقی شماست. در هیچ یک از حالات خود از او جدا نبوده و بی نیاز از نصرت او نیستید. او نیز شما را رها نکرده و از یاری شما دست نمیکشد چرا که او بهترین مولا و بهترین ناصر است.
«نِعمَ المَولی وَ نِعمَ النَصِیر6» 7

سوره ی مبارکهی کهف
سورهی مبارکه، حاوی دعوت به اعتقاد حق و عمل صالح میباشد. همانگونه که آیه پایانی سوره اشاره میکند. «فَمَن کانَ یَرجُوا لِقاءَ رَبهِ فَلیَعمَل عَملاً صالِحاً وَ لا یُشرِک بعِبادَةِ رَبّهِ اَحَداً» 1
یکی دیگر از مطالبی که سوره به آن عنایت ویژه دارد نفی فرزند از ساحت مقدس پروردگار است.
از سوی دیگر میتوان گفت غرض سورهی مبارکه بیان سه داستان عجیب است که فقط در این سوره آمده است و این سه داستان عبارتند از: داستان اصحاب کهف، داستان موسی و خضر و داستان ذوالقرنین و در پایان از مجموع این سه داستان نفی شریک و تشویق به تقوی استفاده میگردد. 2
«وَاصبِر نَفسَکَ مَعَ الذِینَ یَدعُونَ رَبَّهُم بالغَداةِ وَ العَشِیِ یُریدُونَ وَجهَهُ»3
در این آیه کریمه به رسول خدا -صلی الله علیه وآله- توصیه میشود،همراهی با کسانی داشته باشد که شب و روز خدا را میخوانند، متوجه او هستند، او را عبادت میکنند و رضای او را میطلبند. «وَ لا تَعُد عَیناکَ عَنهُم تُریدُ زِینَةَ الحَیاةِ الدُنیا». توصیه میشود آنها را رها نکند و از آنها رو گردان به سوی زینه دنیا نگردد.
مانند بسیاری از موارد دیگر قرآن کریم، پروردگار عالم رسول خدا -صلی الله علیه وآله- را خطاب میکند اما مقصود اصلی سایر مسلمانان میباشند چرا که آن رسول گرامی هرگز به سوی متاع بی ارزش دنیا میل نکرد و هیچگاه گرفتار غفلت از مقام پروردگار نشد. «وَ لا تُطِع مَن اَغفَلنا قَلبَهُ عَن ذِکرِنا». مراد از اغفال قلب مسلط ساختن غفلت بر قلب و از یاد بردن ذکر خداوند تعالی است. آنها از حق فاصله گرفتند و خداوند نیز به همین دلیل و از باب مجازات غفلت را بر قلوب آنان مسلط کرد. در این آیه توصیه به دوری کردن از این گروه میشود. «وَاتبِع هَواهُ وَ کان اَمرُهُ فُرطاً» کسانی که تابع هوا شدند، از مسیر حق خارجند. اتباع هوا و افراطی که از آثار غفلت قلب است. 4
محمد حسین رحیمی

شیعیان امامت را از جنبه الهی آن می نگرند و به همین دلیل کمی سن امام هرگز نمی تواند در عقیده آنان خللی وارد آورد. اما از سوی دیگر یکی از راه هایی که شیعیان اصرار داشتند تا از طریق آن امام خویش را بشناسند، دانش و علم امام علیه السلام بوده است. شیعیان درباره تمامی امامان علیهم السلام با وجود دلایل متعدّد بر امامتشان، این اصل را رعایت کرده اند و امامان خویش را در مقابل انواع پرسش ها قرار می دادند و تنها موقعی که احساس می کردند آنها از عهده پاسخگویی به این سؤالات بر می آیند، آنان را به عنوان امام معصوم می پذیرفتند. در خصوص امامت امام جواد علیه السلام نیز این مطلب به روشنی دیده می شود.
این مجالس بیشتر از طرف مأمون و معتصم ترتیب داده می شد و هدف آنها از ترتیب دادن چنین مجالسی این بود که امام جواد علیه السلام در پاسخ دادن مغلوب شود و این موضوع باعث تضعیف ایشان و شیعیانشان گردد. اما در تمامی این مناظرات، نتیجه خلاف آن چیزی بود که مخالفان توقع داشتند و در پایان مجلس، برتری علمی آن حضرت جلوه بیشتری پیدا می کرد.
به دنبال همین مسأله بود که برتری علمی آن حضرت نه تنها در میان شیعیان که در میان دشمنان ایشان نیز آشکار شده بود. لذا مأمون که مسلّماً از سرسخت ترین دشمنان آن حضرت به شمار می آید، به فضل آن حضرت اعتراف می کند.
هنگامی که مأمون بر آن شد تا دختر خود، را به تزویج امام جواد علیه السلام در آورد، عبّاسیان بر آشفته و گفتند:
(محمّد بن علی کم سن و سال است. نه معرفتی به دین دارد و نه فقهی می داند. خلیفه اجازه بدهد تا تفقّهی در دین پیدا کند و پس از آن هرچه مصلحت دانست درباره آن انجام دهد.)
مأمون گفت:
(من این جوان را بیش از شما می شناسم. او از خاندانی است که علمشان الهی است و از الهام خدا سرچشمه می گیرد. پدرانش همواره در علم و ادب از کسب آموزش های معمولی بی نیاز بوده اند. او را با این که سنش اندک است بدان جهت برگزیده ام که برتری او را بر همه اهل علم محرز می دانم)
در نتیجه علم سرشار امام جواد علیه السلام به قدری بر همگان آشکار گردیده بود که ملاکی برای تشخیص حق از باطل شمرده می شد. به همین دلیل شیعیان از یک سو با روایاتی که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان پیشین علیهم السلام در این زمینه رسیده بود و از سوی دیگر با ظهور علم الهی امام جواد علیه السلام، توانستند امام خویش را بشناسند. لذا حتی وجود مدّعبان دروغین نتوانست مانع از رسیدن آنان به حق و حقیقت گردد.
منبع: جعفریان، رسول؛ کتاب حیات فکری و سیاسی امامان شیعه.
جمع آوری شده توسط مهدی ملکی

| در سرم عشق تو ای یار همانست همان |
| در دلم حسرت دیدار همانست همان |
| شعله آتش سودای تو در سر باقی است |
|
دل سوزان شرربار همانست همان |
|
غم و اندوه فراق تو همانست كه بود |
| زاری دیده خونبار همانست همان |
| در دلم صبر دگر نیست همین بود همین |
| جورت ای شوخ جفاكار همانست همان |
| تیر مژگانت همان خون دلم میریزد |
| ستم غمزه خونخوار همانست همان |
| چشم مست تو همان راهزن دل و دینست |
| فتنه نرگس خمّار همانست همان |
| شربت نوش دهان تو همان روحفزاست |
| هم دوای من بیمار همانست همان |
| شیوه ناز و تغافل كه تو را بود بجاست |
| ستم و جور ز اغیار همانست همان |
| دم به دم عشق توام رو به ترقی دارد |
| زان كه حسن تو درین كار همانست همان |
|
دیده فیض به وصلت نگران است هنوز |
|
حسرت چشم گهربار همانست همان |
ملا محسن فیض كاشانی قدسسره

چگونه می توان فهمید که آقا امام زمان (عج) از ما راضی است؟
مؤمنان و شیعیان امام زمان (عج)، خود و اعمال خویش را در محضر آن حضرت می بینند و از ترس این که مبادا خاطر شریف آن عزیز را مکدر نمایند و یا محروم از عنایات ویژه ی حضرتش گردند، برای قرب بیشتر و جلب توجه خاص آن حضرت در راه تعالی و تکامل باید بیشتر تلاش کنند و مواظب باشند که نکند خدای ناکرده با اعمال و کردار ناپسند خویش خاطر آن حضرت را از خویش مکدر نمایند.
امام زمان (عج)، امام رئوف و مهربان و دلسوز همه انسان ها، بلکه همه موجودات است؛ زیرا امامان علیهم السلام برنامه و اهدافشان همان برنامه و اهداف پیامبر گرامی اسلام است. قرآن مجید درباره پیامبر صلی الله علیه و آله می فرماید:
«لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْكُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ ، یعنی آنچه شما را آزار می دهد بر او سخت و گران است و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.» (توبه/128)
با توجه به مهربانی امام زمان (عج)، او انتظار سخت و مشکلی از ما ندارد. تنها چیزی که موجبات رضایت قلب مهربان آن حضرت از ما را فراهم می سازد، انجام واجبات الهی و ترک محرمات است. بنابراین اگر کسی به دستورات خداوند عمل نماید و وظایفی را که خداوند بر او مقرر کرده است، به درستی انجام دهد، یقیناً امام زمان (عج) از او راضی خواهد بود.
در این باره از امام صادق علیه السلام چنین نقل شده است:
شخصی از ایشان سؤال کرد، مردانگی در چیست؟
امام علیه السلام فرمود: « نبیند خداوند ترا در معصیتی که از آن نهی کرده و ببیند تو را در طاعتی که به آن امر کرده است.» (فقه الرضا،ص358)
بدیهی است که امام زمان (عج) از انسانهای که دارای صفت مردانگی هستند راضی است.
اما کسانی که وظایف و واجبات خود، مانند نماز، روزه، حجاب، خمس، زکات و ... را انجام نمی دهند و از محرمات و کارهای حرام پرهیزی ندارند، یقیناً امام زمان (عج) از آنان راضی نخواهد بود، هرچند در اعمال مستحبی مانند: رفتن به زیارت و ... شرکت فعال داشته باشند.
بنابر این، آنچه را که به طور خلاصه در این مقال می توان گفت این است که:
رضایت امام زمان (عج) در رضایت خداست و رضایت خدا در عمل به دستورات الهی که همان انجام واجبات و ترک محرمات باشد، است؛ زیرا که امام زمان (عج) خود مکلف به احکام و دستورات شرع مقدس اسلام و حافظ ارزش های دینی است.
منبع: اسلام کوئست


